چهل سخن از امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف
1ـ ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم،كه اگر جز ايـن بود گرفتاريها به شما روى مي آورد و دشمنان، شما را ريشه كـن مى كردند. از خدا بترسيد و مارا پشتيبانى كنيد. (1)
2ـ هريك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى سازد،عمل كند واز آنچه كه خـوشايند ما نبـوده وخشـم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خـداوند به طور ناگهانى انسان را مى گيرد، در وقتى كه توبه برايـش سودى ندارد وپشيمانى او را از كيفـر مـا به خـاطـر گنـاهـش نجـات نمـى دهــد.(2)
3ـ از خـدا بتـرسيد و تسليـم ما شـويد ، كارها را به ما واگذاريـد، برماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيـم، چنان كه بـردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پـوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى مـا بـر اساس راهـى كه روشـن است به طـرف مـا قـرار دهيــد. (3)
4ـ خـداوند مقدر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطـل از بيـن رود، و او بـر آنچه بيـان نمـودم گواه است. (4)
5ـ خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است،بلكه آنان را به قـدرتـش آفريـده و بـراى آنها گـوش وچشـم ودل و عقل قرار داده ، آن گاه پيامبران راكه مژده دهنده و ترساننده هستنـد به سـويشان برانگيخت تا به طاعتـش دستـور دهند واز نافرمانـى اش جلـوگيرى فـرمايند و آنچه را از امـر خـداونـد و دينشان نمى دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد وبه سـويشان فرشتگان بـرانگيخت تـا آنهاميان خـدا و پيامبـران ـ به واسطه تفضلـى كه بـر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند. (5)
6ـ هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گـوييم، حق ظاهر خـواهد شد و باطل از ميـان خـواهـد رفت وخفقـان از ( سـر) شمـا بـرطـرف خـواهـد شـد. (6)
7ـ حضرت مهدى(عج)در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهنـد فرمـوده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجـويد دلالت دهـد وآن كه دلالت دهـد به هـدف رسـد و هـر كه (در مـورد مـن) چنيـن كنـد، شـرك ورزيـده است. (7)
8ـ ظهورى نيست ، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جورو ستم. (8)
9ـ آگاه بـاشيـد به زودى كسانـى ادعاى مشاهده (نيابت خـاصه) مـرا خـواهند كرد. آگاه باشيد هر كـس قبل از ((خروج سفيانى)) و شنيدن صداى آسمانى ، ادعاى مشاهد مرا كند دروغگـو و افتـرا زننـده است حـركت و نيرويـى جز به خـداى بزرگ نيست. (9)
10ـ دنيا فنا و زوالـش نزديك گرديده و در حال وداع است، و مـن و شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلـش بادـ و عمل به قرآنش وميراندن باطل و زنده كرن سنت، دعوت مى كنم. (10)
11ـ مـن باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمد(درود خـدا بر همگى آنان باد) هستم. (11)
12ـ ستمگران پنداشتند كه حجت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخـن گفتـن داده مـى شـد، هـر آينه تمـام شكها را از بيـن مـى بـرديـم. (12)
13- نسيـم، خـدمتكـار حضـرت مهدى (عج) گـويـد: آن حضـرت به مـن فـرمـود: آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم:آرى. فرمود: عطسه، علامت امان از مرگ تا سه روز است.(13)
14ـ هيچ چيز مثل نماز بينى شيطان را به خاك نمى مالد پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال. (14)
15ـ تصـرف درمـال هيچ كـس بـدون اجـازه او جـايز نيست.(15)
16ـ پناه به خدا مى برم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابـى و از اعمـال نـاشـايسته و فـرو افتـادن در فتنه ها. (16)
17ـ حق با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.(17)
18ـ اما ظهور فرج،مـوكـول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و اما گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(ع)كشته نشده كفرو دروغ و گمراهى است.(18)
19ـ همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسـم نيست ودر جسمى هم حلول نكرده،(( چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست)). (19)
20ـ خـداوند با ماست، وبه جز ذات پـروردگار به چيزى نياز نـداريم، و حق با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتـى ايجاد نمـى شـود، ما دست پرورده هاى پـروردگـارمـان ، ومـردمـان ، دست پـرورده هـاى مـا هستند. (20)
21ـ دانـش ، دانـش مـاست ، از كفـر كـافـر،گزنـدى بـر شمـا نيست. (21)
22ـ اگرشيعيان ماـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفق بداردـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتحاد اتفاق مى داشتند و عهد و پيمان را محترم مـى شمردند، سعادت ديـدار مـا به تـاخـيـر نمـى افتـاد و زودتـر به سعادت ديـدار ما نـائـل مى شدند. (22)
23ـ حضـرت مهدى(عج) به محمـد بـن علـى بـن هلال كـرخـى فـرمـوده انـــد: نادانان و كـم خـردان شيعه و كسانـى كه بال پشه از دينـدارى آنان محكمتـر است مارا آزردند. (23)
24ـ من از افرادى كه مى گويند: ما اهل بيت ( مستقلا از پيـش خود وبدون دريافت از جانت خداوند ) غيب مى دانيم و در سلطنت و آفرينـش موجـودات با خدا شريكيـم، يا ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مى برند، نزد خدا و رسـولـش ، بيزارى مى جويم. (24)
25ـ سجده شكر واجب ترين مستحبات است. (25)
26ـ فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه بـادعا و تسبيح پــس از نمازهاى مستحبى ،مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است. (26)
27ـ سجده بر قبر جايزنيست. (27)
28ـ خودت را (بـراى خـدمت) در اختيار مـردم بگذار، ومحل نشستن خويش را در ورودى خـانه قـرار بـده ، و حـوائج مـردم را بــرآور. (28)
29ـ وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان اند. (29)
30ـ در پيشامـدهاى مهم اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجت مـن بـر شمـا هستنـد و مـن هـم حجت خـدا بـر آنـان هستم. (30)
31ـ هر يك از پدرانم بيعت يكى از طاغوتهاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيـام خـواهـم كـرد كه بيعت هيچ طـاغوتـى به گـردنـم نبـاشـد. (31)
32ـ كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانندكيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشمها پنهان سازد. (32)
33ـ به راستـى كه مقـدرات خـداونـد متعال، مغلـوب نشـــود واراده الهى مـردود نگـردد و چيزى بـر تـوفيق او پيشـى نگيـرد. (33)
34ـ امـا علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفـاق افتاده ( كه درك آن براى شمـا سنگين است) آن است كه خـداونـد در قـرآن فـرموده:(( اى مـومنان از چيـزهايـى نپـرسيـد كه اگـر آشكـارتـان شـود، بـدتـان آيـد. سوره مائده،آيه 101)) (34)
35ـ علـم ودانـش مابه خبرهاى شما احاطه دارد وچيزى از اخبار شما بر ما پـوشيده نمى ماند. (35)
36ـ براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فرج و گشايش شماست. (36)
37ـ درهـاى سـوال راازآنچه كه مطلـوب شمـا نيست ببنـديــد. (37)
38ـ مـن آخـريـن نفـر از اوصيا هستـم، خـداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر طرف مى گرداند. (38)
39ـ زميـن خـالـى از حجت خـدا نيست، يـا آشكـار است و يا نهان. (39)
40ـ هرگاه علم و نشانه اى پنهان شـود، علم ديگرى آشكار گـــردد، و هــر زمان كه ستاره اى افول كند ، ستاره اى ديگر طلوع نمايد. (40)
پى نوشت ها:
1ـ بحارالانوارج 53،ص 175.
2ـ همان،ج 53،ص 176.
3ـ بحارالانوار ج 53،ص 179.
4ـ همان،ج 53،ص 193.
5 ـبحارالانوار ،ج 53،ص 194.
6ـ همان،ج 53،ص 196.
7 ـ بحارالانوار،ج 53،ص 196.
8 ـ احتجاج طبرسى ج 1،ص 478.
9 ـ همان،ج 2،ص 478.
10 ـ مجمـوعه فـرمـايشـات حضـرت بقيه الله،ص 178.
11 ـ غيبت نعمانى ،باب 14،حديث 67.
12 ـ بحارالانوار،ج 51،ص 4.
13 ـ بحارالانوار،ج 51،ص 5.
14 ـ همان،ج 53،ص 182.
15 ـ همان،ج 53،ص 182.
16 ـ بحارالانوار،ج 53،ص 190.
17 ـ همان،ج 53،ص 190.
18- غيبت شيخ طـوسـى،ص 176.
19ـ غيبت شيخ طـوسـى،ص 178.
20- همان،ص 172.
21- بحارالانوارج 53،ص 150.
22- احتجاج طبرسى ،ج 2،ص 499.
23- احتجاج طبرسى،ج 1،ص 474.
24- پيشين،ج 2،ص 474.
25- همان،ج2،ص 487.
26- همان،ج 2،ص 487.
27- همان،ج 2،ص 490.
28- فرمايشان حضرت بقيه الله،ص 170.
29- بحـارالانـوار ،ج 78،ص 380.
30ـ همـان،ج 78،ص 380.
31- همان،ج 78،ص 380.
32- بحارالانوار،ج 78،ص 380.
33- همان،ج 53،ص 191، چاپ ايران.
34- همان،ج 78،ص 380.
35- بحارالانوار،ج 53،ص 175.
36- كمال الدين صدوق ،ج 2،ص 485.
37- بحارالانوار ،ج 52،ص 92.
38- همان،ج 52،ص 30.
39- كمـال الـديـن صـدوق،ج 2،ص 511.
40ـ بحـارالانوار،ج 53،ص 185.





